کمال گرایی چیست+9 نشانه آن

کمال گرایی
زمان مطالعه: 4 دقیقه

از نوشته‌های منتشر نشده برایتان بگویم یا از ایده‌های نیمه جان؟ از خلاقیت‌هایی که در نطفه خفه شدند یا از شعرهای ناتمام؟ از استعدادهای نصفه نیمه یا از ترس شروع ناقص؟ از کدامش بگویم؟ می‌خواهم از تمام نانوشته‌ها و ناگفته‌هایی بگویم که بخاطر کمال گرایی نانوشته و ناگفته ماندند. از معیارهای سخت‌گیرانه‌ای بگویم که گویی قرار بود بابت وضع آن‌ها، جایزه‌ی نوبل دریافت کنم و از او که مسبب همه‌ی این‌ها بود.

کمال گرایی را بهتر بشناسیم

همیشه شنیده بودم که دروغگو دشمن خداست. بعدها متوجه شدم کمال گرایی هم، دشمن توسعه فردی است. خیلی جاها دلم می‌خواست کاری انجام بدهم. شعری بنویسم، رنگی بر تابلو بریزم، آوازی بخوانم، چیز نویی خلق کنم. خیلی وقتها ایده‌های بکری داشتم که ذهنم را جلا میداد اما دقیقا همان لحظه که می‌خواستم آستین‌هایم را بالا بزنم، کمال گرایی سر راهم سبز میشد. سبز شدنش برعکس سبز شدن چراغ راهنمایی رانندگی، یک تابلوی ایست بی رحمانه بود. حرکتم، انگیزه‌ام، شور و شوقم، ایده‌ای که داشتم و حتی پر پروازم را به یغما می‌برد. ماجراجویی را همیشه دوست داشتم اما کمال پرستی، حسرت شروع کردن و آزمون و خطا را بر دلم می‌گذاشت. بنظرم کلا آدم سنگدلی بود، هیچوقت اجازه نمیداد طعم شیرین قدم برداشتن در مسیر خواسته‌های قلبی‌ام را بچشم.

چرا کمال گرایی مانع رشد فردی است؟

کمال گرایی و توسعه فردی

یک روز کاغذ و قلم برداشتم و گفتم بگذار درد و دل‌هایم را به او بگویم. گوشه‌ای با خودم خلوت کردم. از خودم پرسیدم از این زندگی چه میخواهی؟ چه چیزی تو را خوشحال می‌کند؟ به چه چیزهایی علاقه داری؟ از انجام چه کاری خوشحال می‌شوی؟ چرا قدمی در جهت علایقت بر نمیداری؟ چرا برای قدم برداشتن اینقدر به خودت سخت میگیری؟ چرا از شکست می‌ترسی؟ چرا فکر می‌کنی هیچوقت نباید اشتباه کنی؟ مگر بدون اشتباه، بدون شکست، بدون نرسیدن میتوان راه درست، چگونگی دستیابی به پیروزی و چگونه رسیدن را آموخت؟

از یک جایی ببعد خسته شدم از بی‌حاصلی و در حسرت ماندن، از معیارهای سخت‌گیرانه و انتظارات زیاد از خودم. از تحت فشار قرار دادن خودم برای انجام بدون نقص کارها. از این‌همه شک به خودم و توانمدی‌هایم به ستوه آمدم. کمال گرایی نه تنها سرعت‌گیرم بود، حتی عزت نفسم را هم نشانه گرفته بود. گفتم: بس کن دیگر، خسته شدم. واقعا دیگر تحملش را نداشتم. اصلا بخاطر همین اخلاق‌هایش بود که به فکر راه چاره افتادم.

کمال گرایی و ستاره شدن

کمال گرایی چه مضراتی دارد؟

وقتی اولین تجربه‌ی نقاشی‌ام تابلو مونالیزا از آب درنیامد، از خودم پرسیدم آیا در قدم اول باید ستاره باشم؟ درسته داوینچی نیستم ولی خوب دل که دارم. تا کی قرار است در توهم ستاره ماندن، لذت قدم‌های کوچک در جهت علاقه‌ام را از دست بدهم؟ اصلا چه نیازی به ستاره شدن است؟

به خودم گفتم اگر ادامه بدهی، بدون شک قدم هزارم از تو ستاره می‌سازد و آن زمان است که تو قدرت 999 قدم قبلی را درک می‌کنی. قدم اول، همان تاتی کردن کودکی است که تازه تلاش می‌کند برای برخاستن و روی پای خود ایستادن. قرار نیست قدم اول تو را تبدیل به ستاره کند. حتی داوینچی هم قدم اولش از او ستاره نساخت. این حرف‌ها جرقه‌ای در ذهنم زد. جریان تازه‌ای از انرژی را در خودم حس کردم.

چگونه از کمال گرایی در جهت رشد استفاده کنیم؟

وقتی به گذشته‌ام نگاه کردم و به تمام ناگفته‌ها و نانوشته‌ها، به این نتیجه رسیدم همانطور که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است، شروع ناقص هم بهتر از هرگز شروع نکردن است. شروع ناقص جسارتی در من ایجاد می‌کند که سوختِ جتِ انگیزه‌ام می‌شود و همین کافیست تا من را به نتیجه دلخواهم برساند. پس چرا شروع نکنم؟ بیت از خواجه حافظ شیرازی ایده پی ریزی کردن طرح دوستی با کمال گرایی را به ذهنم آورد:

  آسایش دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است

 با دوستان مُرُوت با دشمنان مُدارا

وقتی پای حافظ هم به میان آمد، دیدم می‌شود با کمال گرایی مدارا و در جهت مثبت از آن استفاده کرد. بهتر از جنگ و ستیز هست، خبر خوبی هم برای افراد کمال گراست. اما چگونه؟ خوب مثلا از این ویژگی برای انجام کار با کیفیت بهره ببرم نه برای شروع نکردن کار. از آن برای داشتن انگیزه و تلاش مداوم برای رسیدن به نتیجه دلخواهم استفاده کنم به جای ترس از شکست و کافی نبودن و شروع نکردن. کمال گرایی می‌تواند کمک کند به نسخه بهتری از خودم تبدیل بشوم، البته به شرط شروع، نه به شرط چاقو!

9 نشانه کمال گرایی

کمال گرایی

وقتشه تو هم تصمیم بگیری سر سال نو یه طرح دوستی با کمال گرایی بریزی، اگر این ویژگی‌ها رو داری:

  1. اگر از شکست می‌ترسی
  2. اگر نشخوار ذهنی داری
  3. اگر انتظارات زیادی از خودت داری
  4. اگر زیادی به خودت سخت می‌گیری
  5. اگر نمی‌توانی با شرایط فعلیت شروع کنی
  6. اگر معیارهای سختگیرانه برای شروع داری
  7. اگر اعتماد به نفس کافی برای شروع نداری
  8. اگر توانایی‌های خودت را دست کم می‌گیری
  9. اگر انعطاف ذهنی نداری و همه چیز را سیاه و سفید میبینی

فقط یادت باشه تو همین الان با هر شرایطی که داری، برای شروع کافی هستی. قدرت شروع ناقص را فراموش نکن و فقط قدم اول را بردار. به قول عطار:

تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس

 خود راه بگویدت که چون باید رفت

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط