کتاب عظمت خود را دریابید

کتاب عظمت خود را دریابید
زمان مطالعه: 13 دقیقه

برای معرفی کتاب عظمت خود را دریابید، لازم است اشاره‌ای داشته باشم به مواقعی که گم می‌شوم و در نهایت با دستاویزی به آموزه‌های دکتر وین دایر در خودم پیدا می‌شوم و این پیدایی خیلی برایم ارزشمند است. بدون توجه به آنچه در اطرافم جریان دارد، بدون توجه به آنان که می‌خواهند همرنگشان باشم، بدون توجه به قضاوت‌هایشان، بار دیگر در خودم پیدا می‌شوم با نسخه‌ی جدیدی از خود. هر کجا سردرگم شدم، هر کجا در این شلوغی‌های پی‌در‌پی و جریاناتی که ریشه‌هایم را نشانه گرفته‌اند غرق می‌شوم، با آموزه‌هایش نجات می‌یابم و در خودم پیدا می‌شوم. وقتی پیدا می‌شوم، حالِ دیگری را تجربه می‌کنم. حسی شبیه ریشه‌ زدن. حس می‌کنم لازم است باشم. همان‌گونه که هستم. بدون هیچ حواس‌پرتی.

انتشار این نوشته را مدیون همان گم شدن می‌دانم. می‌دانستم در لا‌به‌لای صفحات کتابش باید خودم را بیابم. قفسه‌ی کتاب‌هایم را نگاهی انداختم. یاد شعر “صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یک‌جا نشسته” افتادم‌. در نهایت قرعه به نام “عظمت خود را دریابید” افتاد.

مشخصات کتاب عظمت خود را دریابید

مشخصات عظمت خود را دریابید

کتاب عظمت خود را دریابید یکی از کتاب‌های تاثیرگذار دکتر وین دایر است در زمینه خودیاری، موفقیت و راه و رسم زندگی. این کتاب فلسفی، روانشناسی و عرفانی به ترجمه جناب محمدرضا آل یاسین در ۹۲ صفحه توسط نشر هامون منتشر شده است. کتاب حاضر در 6 فصل نوشته شده و دکتر وین دایر در این کتاب تلاش می‌کند به مخاطب کمک کند از سطح زندگی معمولی عبور کرده و به مرحله‌ای بالاتر از آگاهی و معنا برسد.

وین دایر در این کتاب به معجزاتی که از طریق تغییر نگرش، باورها، انرژی ذهنی و ارتباط با منبع الهی درون ناشی می‌شود، اشاره دارد. ساختار و محتوای کتاب شامل 3 بخش کلی زندگی عادی، ورود به زندگی معنوی و زندگی جادویی یا همان زندگی واقعی است.

عظمت خود را دریابید مناسب چه افرادی است؟

من دقیقا زمانی که احساس گم شدن داشتم، به دنبال معنا سر به کوه و بیایان گذاشته بودم و تشنه‌ی آرامش بودم، دقیقا زمانی که لازم بود به چیزی که هستم و به جهان هستی اعتماد کنم، یکبار دیگر کتاب عظمت خود را دریابید که حداقل 13 سال پیش مطالعه‌اش کرده بودم سر راهم قرار گرفت و همه‌ی این‌ها را دو دستی تقدیمم کرد. اگر هیچ یک از علائم من را ندارید! اما در مسیر خودشناسی، رشد فردی و رسیدن به معنا هستید، کتابی بسیار الهام بخش است که دید والایی در مورد زندگی و جهان هستی به شما می‌دهد.

عظمت خود را دریابید ما را به یک سفر شگفت‌انگیز درونی می‌برد تا جاییکه به عظمت درونمان پی‌ببریم. همچنین کمک می‌کند بتوانیم از احساسات و هیجانات منفی رها شویم و مثل یک عقاب آزاد زندگی کنیم. دکتر وین دایر در این کتاب به ما یادآور می‌شود که برای دستیابی به خواسته‌ها کافی است با قوانین هستی همنوا شویم تا موانع به نفع آن‌ها کنار بکشند و خواسته‌هایمان سر از خاک بیرون بیاورند.

سرفصل‌های عظمت خود را دریابید

راستش به این فکر می‌کنم که 13 سال پیش چه برداشتی از این کتاب داشتم؟ اصلا چرا رفتم به سمتش؟ با گذر این همه سال و مطالعه کتاب‌های مختلف و با وجود تجربه‌ی زیسته‌ی این چندسال که خودش یک عمر است، با وجود همه‌ی قله‌ها و دره‌هایی که پشت سر گذاشتم، به جرئت می‌توانم بگویم این کتاب مصداق آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم، یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم هست.

راستش را بخواهید کمی شگفت‌زده هستم از اینکه مطالبش انقدر کلیدی و همه جانبه هست و دقیقا هم‌سو با جریانات روز و دغدغه‌های این روزهایم. شاید آن روزها هم چنین حس و حالی داشتم یادم نمی‌آید. شاید هم آن روزها مقدمه‌‌ی این روزهایم بوده. کسی چه می‌داند. دنیای پیچیده‌ای هست. بهت زده به عنوان‌ها می‌نگرم. بنظرم که یک کتاب مرجع است. کتاب عظمت خود را دریابید شامل سرفصل‌های زیر است:

1. راز بقای سلولی

بقای سلولی

سلول کجا و عظمت درون ما کجا؟ چه ربطی به هم دارند؟ شاید در نگاه اول بی‌ربط بنظر برسند اما تمثیل بسیار خوبی هست برای درک ادامه‌ی ماجرا. سلو‌های بدن در هماهنگی، توافق و مشارکت می‌توانند کار خود را به درستی انجام دهند و موجب سلامتی بدن شوند. تا زمانی که بین اجزا سلول، مشارکت و تعاون، عشق و مهر باشد با دیگر سلول‌ها در هماهنگی خواهند بود. اما خدانکند که درگیری بینشان پیش بیاید. اگر یکی طرفدار پرسپولیس شد و دیگری استقلال و هر کدام خواستند خودشان را به رخ دیگری بکشند چه؟ خدا نیاورد آن روز را، باید خر بیاریم و باقالی بار کنیم! هر گونه تعارض و خودخواهی و عدم هماهنگی که بین سلول‌ها رخ دهد، نتیجه‌ای جز درگیری و عدم تعادل و در نهایت بیماری نخواهد داشت.

شعور جمعی و تفکر اشتراکی

دکتر وین دایر با انجام بررسی و پژوهش‌هایی که بر روی بیماران سرطانی داشت به این نتیجه رسید که هرگاه بیمار با استفاده از تخیلش خود را عضوی از جامعه بشری احساس کند و از اعماق قلبش برای همنوعان خود سلامت و سعادت بخواهد، سلول‌های بدنش نسبت به این اندیشه‌ی مهرآمیز واکنش نشان می‌دهد و تغییراتی را در بدن او ایجاد می‌کند که منجر به بهبودی حال او می‌شود. برعکس این قضیه نیز صادق است، افرادی که ذهن و قلبشان سرشار از خشم و کینه و انتقام‌جویی است، دیر یا زود تعادل روحی خود را از دست می‌دهند و باعث برهم خوردن تعادل و توازن زندگی دیگران که مانند سلول‌های مجاور بدن هستند نیز می‌شوند.

خرد جمعی

روپرت شلدریک-زیست شناس مشهور- معتقد است نحوه تفکر ما نه تنها بر اوضاع و احوال خودمان بلکه بر همه‌ی انسان‌ها در سراسر جهان تاثیر می‌گذارد. او پس از انجام بررسی‌های علمی به این نتیجه رسید که حافظه و شعور انسان تنها در مغزش ذخیره نمی‌شود، بلکه چیزی به نام شعور جمعی وجود دارد که از طریق آن همه‌ی موجوداتی که در یک رده و گونه‌ی خاص هستند را از طریق یک میدان مغناطیسی به هم مرتبط می‌کند. به همین دلیل است که تفکر انسان‌ها بر یکدیگر اثر می‌گذارد و تفکر اشتراکی شکل می‌گیرد.

جامع و جهانی بیندیشید

تا این قسمت از کتاب عظمت خود را دریابید به این آگاهی می‌رسیم که ما نه تنها با تمام مردمی که در حال حاضر در جهان زندگی می‌کنند یکی هستیم، بلکه با آنهایی که از روز ازل مسافران این کره‌ی خاکی بوده‌اند و با آنانی که پس ما زاده خواهند شد نیز تن واحدی هستیم که بر هم از طریق خرد جمعی اثرگذاریم. اثر پروانه‌ای یکی از نظریه‌های مورد علاقه من هست که گویای این اثرگذاری است و به خوبی ارتباط زنجیروار ما با یکدیگر را بیان می‌کند.

عشق مرز نمی‌شناسد

"</p

عشق و محبت اگر شرطی شود، تضاد و دوگانگی سر و کله‌اش پیدا می‌شود. عشق ورای دین و آیین، ورای ظاهر و حتی ورای جغرافیاست. عشق نیرویی است که آسیب نمی‌زند، قضاوت نمی‌کند، انتقام نمی‌گیرد، در صلح است با خودش و با جهان هستی. عشق می‌داند که همه‌ی انسان‌ها یکی هستیم و رنج بشریت، رنج خود ماست. درک این جمله که ما انسان‌ها یکی هستیم و آنچه باید هر انسانی به انسان دیگر ارزانی دارد، عشق است و دیگر هیچ، آغازیست بر یافتن عظمت خود.

2. موفقیت را با زندگیتان بیامیزید

دکتر وین دایر در این قسمت از کتاب عظمت خود را دریابید، مخاطب را با دیدگاه متفاوتی از موفقیت آشنا می‌کند. اغلب ما موفقیت را با میزان سخت‌کوشی و کار سخت در ارتباط می‌دانیم درحالیکه موفقیت یک نگرش است که با زندگی فرد موفق آمیخته است. فرد موفق دست به هر کاری بزند به واسطه نگرشی که دارد، موفق خواهد شد و نیازی ندارد به دنبال موفقیت باشد یا برای رسیدن به آن جانفشانی کند. موفقیت را می‌توان یک تجربه‌ی درونی دانست که صرفا در رسیدن به پول، مقام، شهرت و اهداف مادی خلاصه نمی‌شود. موفقیت علاوه بر دستاوردهای مادی، شامل احساس آرامش درونی، حس رضایت از خود، رضایت از زندگی و عشق ورزیدن بدون قید و شرط است.

رضایت درونی

وین دایر بر این عقیده است که برای دستیابی به موفقیت نباید فکرتان این باشد که چه سهمی از این تلاش دارید یا آیا ارزش دارد تلاش کنید یا نه. او می‌گوید باید خود را فراموش کنید، خشنود و شادمان و با روحیه‌ای قوی و بدون تردید در جهت آرزوهایتان گام بردارید. در این صورت، موفقیت و ثروت بیش از آنچه تصورش را می‌کنید به دنبال شما خواهد آمد. علاوه بر این، او به این نکته اشاره دارد که آنچه در حرفه‌اش برای او اهمیت دارد، ماموریتی است که بر عهده گرفته است.

چنین بینشی در دنیای امروز ما که موفقیت را صرفا با دستاوردهای مادی می‌سنجد، ممکن است متفاوت و عجیب بنظر برسد اما دریچه‌ جدیدی به رویمان می‌گشاید. دریچه‌ای به سویی فراتر از جایی که اکنون ایستاده‌ایم. دریچه‌ای به سوی عظمت درونمان.

مرغابی یا عقاب؟ مساله این است!

مرغابی و رشد فردی

صرف نظر از زیبایی مرغابی‌ و قدرت عقاب، این دو پرنده ویژگی‌های دارند که باعث شده در زمینه رشد فردی و موفقیت نام آن‌ها شنیده شود. مرغابی‌ها پرواز کوتاهی دارند و نمی‌توانند اوج بگیرند. آن‌ها همیشه در گله زندگی می‎‌کنند و وابسته به گروه هستند. تحت تاثیر عوامل جوی کوچ می‌کنند. مرغابی‌ها صداهای بلندی دارند و بنظر می‌رسد همواره در حال غر زدن هستند!

این در حالی است که عقاب‌ها در ارتفاعات پرواز می‌کنند، جایی که دیگر پرندگان توانایی پرواز ندارند. ضمن اینکه اغلب تنها پرواز میکنند نه گروهی. این پرندگان جسور هرگز اجازه نمی‌دهند شرایط بیرونی بر آن‌ها غالب شود و عموما صدای کمی دارند و در سکوت و تمرکز شکار می‌کنند.

عقاب و رشد فردی

در دنیای رشد فردی، ما انسان‌ها نیز به دو دسته مرغابی‌ها و عقاب‌ها تقسیم می‌شویم. مرغابی‌ها دید محدودی دارند و مرغابی‌وار فکر می‌کنند و هرگز حتی با آموزش نمی‌توانند مانند عقاب‌ها فکر و عمل کنند. مرغابی‌ها به همان کاری که دارند اکتفا می‌کنند و همواره در حال درجا زدن هستند. بنابراین موفقیت در نگرش و زندگی آن‌ها جایی نخواهد داشت. این در حالی است که عقاب‌ها از جا برمی‌خیزند و وارد عرصه پرتلاش زندگی می‌شوند. آن‌ها اوج می‌گیرند، ترفیع می‌گیرند و موفقیت در زندگیشان جاری است. در دنیا مرغابی‌های زیادی زندگی می‌کنند اما تعداد عقاب‌ها محدود است. لازمه‌ی موفقیت، عقاب بودن است نه مرغابی بودن. مرغابی یا عقاب؟ مساله این است!

از کلام تا اقتدار

به تعداد آدم‌های روی کره‌ی زمین ایده وجود دارد. البته اگر فقط هر نفر یک ایده نو داشته باشد. اگر بیش از یک ایده باشد که خیلی تعدادش بیش‌تر از تعداد آدم‌ها می‌شود. اما دقت کردید فقط تعداد خیلی کمی از ایده‌ها به واقعیت تبدیل می‌شوند؟ فقط تعدادی از ایده‌ها نه همه‌ی آن‌ها. علتش چیست؟ داستان ازین قرار هست که ابراز ایده دردی دوا نمی‌کند! چیزی که باعث عملی شدن ایده‌ها می‌شود، تعهد و اقدام هست. اگر ایده و عقیده با تعهد و عمل همراه نشود، پوچ و بی‌معنا خواهند بود.

تعهد به اهداف

وین دایر می‌گوید انسان متعالی کسی است که نسبت به سخنان خود متعهد باشد. افرادی که کلامشان با اعمالشان مطابقت ندارد، واقعیت را تحریف می‌کنند و به مبالغه و گزافه‌گویی رو می‌آورند. بنابراین الگوی مناسبی نمی‌توانند باشند. پس آنچه در اندیشه داریم برای محقق شدن کافی نیست، عملی که در راستای آن انجام می‌دهیم از اهمیت زیادی برخوردار است.

3.عظمت خود را دریابید

به باور وین دایر همه‌ی ما برنده خلق شده‌ایم و از لحظه‌ای که قدم به این دنیا می‌گذاریم، قهرمانیم چون حاصل لقاح اسپرم برنده با یک تخمک هستیم. برنده شدن در اولین مسابقه‌ای که شانس برنده شدن در آن یک به چند میلیارد هست، خودش اوج عظمت ما را یادآوری می‌کند. بنابراین لازم است که خودمان را دست کم نگیریم و باور داشته باشیم که شایسته‌ی موفقیت، ثروت، شادمانی، توانگری، تندرستی و کار رضایت‎‌بخش هستیم. علت اینکه اغلب افراد با وجود داشتن مهارت و توانایی کافی درجا می‌زنند این است که خودشان را دست کم می‌گیرند و باور دارند شایسته نیستند. این باور ممکن است در لایه‌های زیرین ناخودآگاه باشد و فرد از آن آگاه نباشد.

عظمت خود را دریابید

یکی از اصل‌های حیات این است که برای برآوردن آرزوهایمان باید در دنیای درون به جستجو بپردازیم. جهان سرشار از نعمت و فراوانی و ثروت هست و هر فردی بر اساس باور و انتظارش از این خوان برداشت می‌کند. در اکثر مواقع اعتقادات و باورهای مبنی بر کمبود، بر سر راه دریافت ما مانع ایجاد می‌کند وگرنه هیچ مانعی وجود ندارد.

عبور از موانع ذهنی

به گفته‌ی وین دایر تنها افرادی از فرصت‌ها بهره می‌برند که خودشان را شایسته‌ی فرصت‌ها می‌دانند. میزان شایستگی ریشه در تربیت و باورهایمان دارد. اگر به توانایی‌های خود باور نداشته باشیم، هیچوقت نمی‌توانیم مهارت جدیدی کسب کنیم. هر زمان که خودمان را نالایق و دست‌و‌پا چلفتی فرض می‌کنیم، در حال انکار قدرت درونمان هستیم. موانع ذهنی شامل حس‌هایی مانند ترس‌‌، کم ارزشی، عدم لیاقت، ناتوانی و ناکافی بودن هست که مثل سنگ‌ریزه‌هایی مانع جریان پیدا کردن پتانسیل‌های وجودیمان می‌شوند.

قبل از هر چیزی نیاز است بدانیم که این موانع ذهنی از قبل در مغز ما برنامه‌ریزی شده‌اند و مغز همه‌ی ما بصورت پیش‌‌فرض در این وضعیت قرار دارد. خوشبختانه هیچکس تنها نیست؛ همراه اول همراه همه‌ی ماست! فقط کافی است برنامه همراه اولمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم استعدادهای وجودیمان را شکوفا کنیم. چجوری؟ خوب هر زمان که تصمیم بگیریم به این موانع ذهنی غلبه کنیم، برنامه هک می‌شود و سنگریزه‌ها کنار می‌روند و جریان برقرار می‌شود. بعد از کنار زدن موانع ذهنی، وقت اقدام هست. با اقدام کردن به مرور شکوفه زدن استعدادهایت را خواهی دید.

قوه تخیل

اولین قدم شکوفایی، بهره‌گیری از قوه تخیل هست. تفکر ما بر اساس تصاویری که در ذهنمان مجسم می‌کنیم شکل می‌گیرد نه بر اساس کلمات. مثلا وقتی از یک‌نفر کلمه‌ی گل سرخ را می‌شنویم، تصویر گل سرخ در ذهنمان تداعی می‌شود نه حروف گ-ل-س-ر-خ. یکی از مهمترین کشفیات قرن ما این هست که تصویر ذهنی مثل یک تجربه به مغز سپرده می‌شود. یعنی حتی اگر شرایطی را تجربه نکرده باشیم اما تصویری از آن را در ذهن مجسم کنیم، ذهن آن را واقعی تلقی می‌کند.

imagination

همه‌ی توانایی‌ها، سلامتی و موفقیت ما تحت تاثیر این است که چه تصویری از خود در ذهنمان داریم. بسیاری از ما بخاطر شرایط نامناسب تربیتی، تصویر ضعیف و ناتوان از خود در ذهن داریم. این تصویر یا خودانگاره‌ ضعیف، محدودیت‌هایی در ذهن و در نتیجه در شرایط بیرونی ما رقم می‌زند. خبر خوب اینکه، ما خودمان مسئول باورها و اعتقاداتمان هستیم و قرار نیست هر آنچه دیگران به ما گفتند را به باور تبدیل کنیم. اگر می‌خواهید با واقعیت‌ها و فرصت‌های جدید رو به رو شوید، باورهای مخرب را از ذهنتان بیرون کنید.

همه چیز از ذهن نشات می‌گیرد

یادتان باشد قرار نیست بنشینیم و با تصویر ذهنیمان در ملکوت سیر و سفر کنیم! تصویر ذهنی بدون اقدام، بدون تلاش و استمرار و نگرش مثبت نمی‌تواند تغییر مثبتی ایجاد کند. اما، تصویر ذهنی نقطه شروع مسیر موفقیت و رسیدن به خواسته‌ها هست. وین دایر معتقد است جوانی یا کهولت سن نیز تحت تاثیر تصویری است که از خود در ذهن داریم. او علت این امر را اینگونه توضیح می‌دهد که هر تصویری در ذهن ایجاد کنیم در کامپیوتر مغز به عنوان واقعیت ذخیره می‌شود و عملکرد ما را برای تحقق بخشیدن به آن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

بزرگترین مولد انرژی جهان

به گفته‌ی وین دایر بخشودن بزرگترین مولد انرژی جهان است چرا که از نیروی عظیمی که صرف کینه‌وزی می‌شود می‌توان در جهتی سازنده بهره گرفت. وقتی دشمنی و کینه را از قلبمان بیرون کنیم، از واکنش‌های مسموم کننده‌ی آن‌ها رهایی می‌یابیم. کینه به دل گرفتن از افراد باعث می‌شود در نقش قربانی قرار بگیریم و دیگران صاحب اختیار احساسات ما شوند. کینه و نفرتی که در ذهن پرورش یابند از سلول‌های سرطانی کشنده‌ترند، ذره ذره وجود آدمی را می‌خورند و موجب هدر رفتن و تحلیل انرژی می‌شوند. وقتی دشمنی و کینه را از لایه‌های ذهن خارج کنیم، شادمانی، نشاط و تعادل وارد زندگی‌مان می‌شود و با انرژی بیش‌تری می‌توانیم در جهت اهدافمان حرکت کنیم.

تسلیم حوادث نشوید

تسلیم نشو

تحت هیچ شرایطی تسلیم اتفاقات و موانع نشوید. ماهیت زنده بودن رو به رو شدن با چالش‌هاست. هنر عبور کردن از موانع است. داشتن نگرش مثبت در چنین مواقعی، رمز عبور است. نگرش مثبت کمک می‌کند فرصت‌ها را حتی در بدترین شرایط ببینیم. درحالیکه اگر تسلیم بشویم، موانع بیش‌تری سر راهمان ظاهر می‌شود. به یاد داشته باشید در پس هر حادثه‌ای، حکمتی نهفته است. پس به جای پریشان شدن، به دنبال فرصت‌ها و عبور از موانع باشید.

دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره

یکی از زیباترین اصول حیات، بازتاب رفتار انسان‌هاست. یک سلول دارای الکترون‌هایی است که در مدارهایی با شعاع‌های مختلف در گردشند. ما در حکم یک سلولیم و آنچه به عالم می‌فرستیم در حکم الکترون‌هایی است که پس از طی یک مدار مشخص، دیر یا زود به خودمان باز می‌گردد. هر آنچه بکاریم همان را درو خواهیم کرد. دنیا بازتاب رفتارهای خودمان است. با توجه به این دیدگاه، در مواجه با مشکلات زندگی مانند فقر، بیماری، غم و روابط نامطلوب بهتر است به جای آنکه آن‌ها را بدشانسی بدانیم، با خود بیندیشیم که چه رفتاری موجب بروز چنین واکنش‌هایی شده است.

4. همنوایی با قوانین طبیعت

طبیعت درس‌های بزرگی برای ما دارد. منظور از همنوا شدن با قوانین طبیعت، حرکت در جهت جریان زندگی و رهایی از دلبستگی‌هاست. خلاف جهت جریان حرکت کردن بسیار سخت و انرژی بر است. برای همسو شدن با قوانین طبیعت لازم است شرایط را بپذیریم و اجازه دهیم دیگران هم مطابق میل خودشان قایق زندگی‌شان را برانند. برای رسیدن به اهدافمان نیازی نیست به زور متوسل بشویم، با آرامش کارها را پیش بردن باعث می‌شود با جریان زندگی همسو شویم و راحت‌تر حرکت کنیم. به یاد داشته باشید آنچه تا به حال بوده‌اید همان است که قرار بوده باشید، پس بر خود سخت نگیرید. قایق زندگیتان را به هوش برتر بسپارید.

5. اندیشه همه چیز است

اندیشه

وین دایر در این بخش ما را به داشتن دیدی وسیع‌تر نسبت به خودمان و جهان پیرامونمان دعوت می‌کند. او اینگونه بیان می‌کند که 99 درصد وجود آدمی را نمی‌توان دید، بویید یا شکلی بر آن قائل شد و کلمات در توصیف آن ناتوانند و تنها میتوان آن را اندیشه، تصاویر ذهنی و احساس نامید. در ادامه می‌گوید 99 درصد وجود ما که اندیشه است در یک درصد جسم محبوس شده و ما بیشتر انرژی خود را در این یک درصد صرف می‌کنیم تا با حواس مادی به یکدیگر و جهان هستی و رویدادهای اطرافمان بنگریم.

اندیشه یک انرژی نامحدود و پایدار است. تمامی رویدادهای گذشته و حال و آینده در قلمرو فکر است. در دنیای اندیشه می‌توانیم همه چیز باشیم، هر کاری بکنیم و هر جایی برویم. حتی با زوال جسم، اندیشه به زندگی خود ادامه خواهد داد. سن مربوط به جسم است اما روح، احساس و اندیشه سن ندارد.

اندیشه سریع‌ترین ارتعاش است

تمام جهان هستی در حال ارتعاش است و ما در دنیای ارتعاشات زندگی می‌کنیم. حتی سلول‌های اشیا هم با وجود اینکه جامد بنظر می‌رسند، در حال ارتعاشند. اگر اشیا اطرافتان را زیر یک میکروسکوپ بسیار قوی مشاهده کنید، تمام اجزای آن‌ها در حال نوسانند. سلول‌های بدن ما نیز جزئی از این امواج متحرکند اما علت اینکه نمی‌توانیم امواج ارتعاشی را به وضوح ببینیم-هر چند که از طریق حواس مادی آن‌ها را درک می‌کنیم- این است که چشمان ما گیرنده‌های ضعیفی هستند و نمی‌توانند این نوسانات را که سرعتشان از سرعت نور کمتر است را دریافت کنند.

افکار ما سریع‌ترین امواج در میان مجموعه امواج جهان هستی است و این اهرم قدرتمند در اختیار خود ماست. گستردگی اندیشه انسان تا جایی می‌تواند پیش رود که معجزه بیافریند. با کمک اندیشه می‌توان فراتر از این قالب فیزیکی و حواس مادی رفت و به هوش و خرد الهی متصل شد.

ابعاد مختلف زندگی انسان

انسان موجودی چند بعدی است، یعنی صرفا محدود به بعد ماده نیست. اکثر افراد فقط چیزهایی را باور دارند که آشکار است. در حالیکه خیلی از پدیده‌ها را نمی‌توان با حواس مادی تجریه کرد. تا زمانی که ما خود را محدود به جسم فیزیکی بدانیم، توانایی درک بعدهای دیگر زندگی را نخواهیم داشت. برای درک ابعاد مختلف زندگی لازم است از قالب فیزیکی خود فراتر برویم، از موانع عبور کنیم و به شعور و خرد لایتناهی وصل شویم. وین دایر ابعاد مختلف زندگی انسان را به نردبانی تشبیه می‌کند که سه پله دارد. پله‌ پایینی نردبان مرحله‌ی خواب و رویا، پله دوم جهان فیزیکی و پله سوم عالم پس از مرگ است.

تماس با ذهن کیهانی

منظور وین دایر از تماس با ذهن کیهانی، ورود به سطحی از آگاهی برتر است که با عبور از سطح مادی به سطح معنوی ایجاد می‌شود. با اتصال به این نیروی معنوی انسان در مسیر نیکدلی، خیرخواهی، مشارکت، هماهنگی، عفو و گذشت و تعادل گام برمی‌دارد. ذهن کیهانی همان نیروی خلاق الهی است که در درون و بیرون ما وجود دارد و با عبور از محدودیت‌های ذهن و حواس مادی می‌توان به آن دست یافت و در مسیر شکوفایی و دریافت الهامات قرار گرفت.

مزلو در این باره می‌گوید: “انسان‌هایی که از عشق الهی سرشارند، هر جا که حضور یابند، افراد پیرامون خود را در پرتو نیروی آسمانی که همان عشق، دوستی، تندرستی، اعتدال و آرامش است فرو می‌برند.” در دورن هر یک از ما این نیرو وجود دارد کافی است در درون به جستجوی آن پرداخت و در مسیر تحول از آن بهره گرفت. با کشف این نیروی درون عظمت خود را دریاب.

فصل 6 و نهایی این کتاب به بیان ویژگی‌های شخصیت سالم از دیدگاه دکتر وین دایر پرداخته شده است. در آینده مقاله‌ای در این زمینه منتشر خواهم کرد.

به اشتراک بگذارید

2 پاسخ

  1. چقدر با دقت کلمات در کنار هم قرار گرفتند .
    و چه دل نشین بود این معرفی کتاب.
    👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط