آیا تا به حال برایتان پیش آمده که با اطمینان کامل از چیزی حرف بزنید، اما چند ساعت بعد، با دیدن یک حقیقتِ ساده، متوجه شوید که کاملا اشتباه میکردید؟ یا شاید تجریهی این را داشته باشید که در یک بحث، فقط به دنبالِ شنیدن حرفهایی باشید که با عقاید قبلیتان همسو هستند؟ در این مقاله قرار است به موضوعی بپردازیم که بهنوعی چالشِ هر روزمان هست. چالشی که حتی شاید ندانیم علتش چیست و از کجا سر درآورده است! همانطور که در مقاله مغز و موفقیت بیان شد؛ همهاش زیر سر مغزِ! بله، همان مغزِ یکونیم کیلوگرمی که در زندگیمان فرمانروایی میکند. باید درِگوشی بگویم جریان از چه قرار است که مغز نشنود، چون انتقادپذیر نیست اصلا! جریان زیر سرِ “خطاهای شناختی” است.
سوءگیریهای شناختی یا خطاهای شناختی (Cognitive Biases) به انحرافات سیستماتیک در تفکر و قضاوت انسانها اشاره دارند که میتوانند بر تصمیمگیریها و ادراک ما تاثیر بگذارند. این خطاها معمولاً ناشی از نحوهی پردازش اطلاعات در مغز هستند و میتوانند به دلیل محدودیتهای شناختی، تجربیات گذشته، یا تأثیرات اجتماعی ایجاد شوند. برخی از رایجترین خطاهای شناختی عبارتند از:
1. خطاهای ادارکی؛ وقتی چشمها و گوشها حقیقت را اشتباه ترجمه میکنند
همهی ما تجریهی دیدن تصاویر خیالی در شرایطی خاص یا تفسیر نادرست یک حرکت یا صدا را داشتهایم. این خطا مربوط به نحوهی دریافت اطلاعات از طریق حواس پنجگانه و تفسیر اولیهی آنهاست. مغز سعی میکند اطلاعات خام را سریع به یک تصویر معنادار تبدیل کند، اما گاهی اشتباه میکند. خوب مغز هم جایز الخطاست!
2. خطاهای شناختی حافظه؛ وقتی مغزِ ما داستانسرایی میکند
برخلاف تصور ما، مغز یک دوربین فیلمبرداریِ دقیق نیست؛ مغزِ ما داستانسرای خبره است! مثل یک نویسنده داستانها را بازسازی میکندو در حینِ بازسازی، اشتباهاتی در فرایند ذخیره و بازیابیِ اطلاعات در حافظه ایجاد میکند:
خطاهایی شناختی بازسازی
این خطا همان زمانی است که خاطرات را با اطلاعات جدید یا باورهای فعلیمان بازسازی و تغییر میدهیم.
خطای فراموشی انتخابی
همان خطای موذی! وقتی فقط بخشهای مثبت یا منفی یک اتفاق را به یاد میآوریم و قشقرق بهپا میکنیم.
3. خطاهای تفکر و استدلال؛ چرا ذهنِ ما در استدلال کردن دچار خطا میشود؟
این خطا ناشی از راحتطلبی مغز است! مغز برای صرفهجویی در انرژی، از منطق کوتاه مدت استفاده میکند، همین منطق باعث میشود در رسیدن به نتیجه دچار خطا شود:
خطای تایید
ذهن عاشق این است که حق با خودش باشد. به همین دلیل، فقط اطلاعاتی را میپذیرد که باورهای قبلیِ ما را تایید میکنند و هر چیزی که مخالف عقاید ما باشد را یا نادیده میگیرد یا به آن برچسب اشتباه میزند! مثلا وقتی باور داریم که فلان رژیم غذایی عالی است، فقط مقالاتی را میخوانیم که از این رژیم غذایی تعریف میکنند و نتایج علمی مخالف آن را نادیده میگیریم.
خطای در دسترس بودن
این خطا زمانی رخ میدهد که مغز ما برای ارزیابی احتمال وقوع یک اتفاق، بهجای استفاده از آمار و ارقام واقعی، از اولین چیزی که به ذهنمان برسد استفاده میکند (مثلا چون اخیرا دربارهاش شنیدهایم یا خیلی هیجانانگیز بوده است).
خطای شناختی همبستگی کاذب
این خطا را به دفعات تجربه کردهایم. مثلا میگوییم هر بار که این پیراهن را میپوشم، تیمم برنده میشود! زمانی که دو اتفاق بیربط را به هم وصل میکنیم دچار خطای شناختی همبستگی کاذب شدهایم.
4. خطاهای شناختی قضاوت و تصمیمگیری؛ چرا در انتخابهایمان دچارِ اشتباه میشویم؟
این خطا زمانی رخ میدهد که میخواهیم بین دو یا چند گزینه انتخاب کنیم یا دربارهی ارزش یک چیز قضاوت کنیم.
خطای لنگر اندختن
دقت کردید وقتی فروشنده قیمت یک محصول را 10 میلیون میگوید و بعد که تخفیف میدهد و قیمت به 8 میلیون میرسد، با خودمان میگوییم: چه معاملهی فوقالعادهای! علتش خطای لنگر انداختن است. اولین اطلاعاتی که دربارهی یک موضوع بدست میآوریم، در ذهن ما لنگر میاندازد و تصمیمات بعدی ما تحت تاثیر آن اطلاعات اولیه قرار میگیرد.
خطای هزینهی غرقشده
امان از این خطا! تا حالا پیش آمده تماشای یک فیلم بسیار بد را فقط به دلیل اینکه بلیتش را خریدهای ادامه بدهی؟! این خطا دقیقا زمانی است که به دلیل اینکه قبلا زمان یا پول زیادی برای چیزی صرف کردهایم، به اشتباه ادامه میدهیم.
خطای شناختی اثر هاله
“فریب درخشش اولیه را نخورید؛ یک ویژگی خوب در یک انسان، لزوما به معنی کامل بودن او نیست”. این خطا مربوط به قضاوتهای کلینگرانه است. وقتی ما یک ویژگی مثبت یا منفی را در یک فرد میبینیم، ذهن ما اجازه نمیدهد آن ویژگی محدود بماند و آن را به تمام ویژگیهای دیگر آن فرد تعمیم میدهد. یعنی یک هاله دور آن ویژگی ایجاد میشود که بقیهی شخصیت فرد را میپوشاند.
5. خطاهای شناختی اجتماعی و گروهی؛ چگونه نگاهِ دیگران بر ذهنِ ما سایه میاندازد؟
همانطور که از این عنوان مشخص است، این خطا زمانی است که حضور دیگران یا نگاه جامعه بر تصمیمات ما اثر میگذارد:
خطای شناختی همسوئی
شما هم به دنبال افرادی هستید که شبیه خودتان باشند؟ افرادی که جهانبینی مشابهی با شما دارند و همواره یکدیگر را تایید میکنید؟ اینکه در دایرهی ارتباطیمان، افرادی باشند که حرف مشترکی برای گفتن با آنها داریم عالیست، اما پشت این تصمیم چه خبر است؟ آیا فقط به دنبال شباهتها هستیم؟ خطای شناختی همسویی زمانی ایجاد میشود که ترجیحِ ما گزینش افرادی هست که از نظر مذهب، ملیت یا علایق شبیه ما هستند.
خطای شناختی اثر پهلو
یکی دیگر از خطاهای شناختی، اثر پهلو است؛ انجام دادن کاری فقط به این دلیل که بقیه دارند انجامش میدهند (همان رفتار گلهای)، آشناست؟!😎
طرحِ رفاقت با خطاهای شناختی
خطاهای شناختی نشان میدهند که چگونه ذهن ما ممکن است به طور ناخودآگاه تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد و منجر به قضاوتها یا تصمیمگیریهای غیرمنطقی شود. این خطاها درواقع میانبرهای اشتباه در تفکر هستند که ما را در دردسر میاندازند. آگاهی از سوءگیریهای شناختی میتواند به ما کمک کند تا تفکر منطقیتری داشته باشیم، بهتر فکر کنیم، تصمیمگیری بهتری داشته باشیم و تعاملات اجتماعی خود را بهبود بخشیم. کدامیک از این خطاها تا به حال در زندگیتان دردسرساز شده؟






آخرین نظرات: