کتاب دوازده ستون موفقیت، نوشتهی آقای جیم ران و کریس واندر به ترجمهی آقای امیرحسین ملکی در انتشارات نسل نواندیش در 120 صفحه به چاپ رسیده است. نویسندگان در این کتاب، راه و رسم زندگی و موفقیت را در قالب داستانی گیرا و آموزنده به تصویر کشیدهاند. داستان میان یک پیر خردمند به نام چارلی و جوانی به نام مایکل در جریان است که در ادامه باعث شکلگیری 12 ستون موفقیت میشود:
ستون اول: رشد شخصی
آقای دیویس میگوید: “هر انسانی به نهایت رشد خود میرسد، به جز انسان. یک درخت چقدر بلند میشود؟ آنقدر که بتواند. اما انسان مفتخر به داشتن انتخاب است. میتواند انتخاب کند که بهترین باشد یا پایینترین. اما چرا انسان حد چالش را امتحان نکند تا ببیند توانش چقدر است؟ بیشتر مردم بعد از مدتی دست از تلاش میکشند و تسلیم میشوند. شاید وقتش رسیده قد بکشی و رشد کنی. تنها وقتی اوضاع تغییر میکند که خود شما تغییر کنید. چه چیز را میخواهی در خودت تغییر دهی تا در عوض زندگیت هم تغییر کند؟ اگر همانطور که اکنون زندگی میکنی به زندگی ادامه بدهی، همین زندگی فعلی را خواهی داشت. نکته این است!”
ستون دوم: سالم زندگی کن
چارلی گفت: “وقتی در مورد سلامتی حرف میزنیم، بیشتر افراد به سلامت جسمی فکر میکنند، اما آقای دیویس نگاهی فراتر به سلامتی دارد. به نظر او انسان از سه بخش یا سه بُعد تشکیل شده است: جسم، روان و روح.” او در ادامه توضیح داد: “ما جسم داریم، این که مشخص است. اما روان هم داریم. علاوه بر اینها روح هم داریم. این بُعد ما فراتر از این جهان است. روح طوری آفریده شده که ابدی باشد. در حقیقت بیشتر مردم یکی از این ابعاد را انتخاب میکنند و فقط بر روی آن تمرکز میکنند. به عقیدهی آقای دیویس، لازم است بر روی همهی اینها کار کنیم، زیرا همگی به هم وابسته هستند.”
ستون سوم: موهبت روابط انسانی
آقای دیویس بر این باور است که بزرگترین نعمتی که خالق بزرگ به ما داده، نعمت وجود انسانهای دیگر است. داشتن روابط انسانی شاید سخت باشد ولی به زندگی لذت میبخشد. او میگوید: خانواده و عشقتان را مثل باغچه پرورش بدهید. برای رشد و شکوفایی هر رابطهای صرف مداوم زمان، تلاش و تخیل لازم است.
ستون چهارم: به اهدافت دست پیدا کن
طبق آموزههای ارزشمند آقای دیویس، علت اصلی تعیین هدف این است که تو را تغییر میدهد تا به آن هدف برسی. تغییری که در تو ایجاد میشود بسیار با ارزشتر از هدفی است که به آن میرسی. آقای دیویس همیشه میگوید: “یک میلیون دلار پول کسب کن؛ نه به خاطر خود یک میلیون دلار، بلکه به خاطر این که برای کسب آن تبدیل به آدم بهتری میشوی.”
ستون پنجم: استفادهی صحیح از وقت
آقای دیویس میگوید که اگر روزت به بهترین شکل گذشته باشد، روزت را عاقلانه گذراندهای. در هر روز فرصتهای زیادی هست، ولی تنها یکی از آنها بهترین فرصت است. بهترین فرصتها آنهایی هستند که با اهداف کلی تو متناسب هستند و تو باید وقتت را برایشان صرف کنی. آیا تو روزت را اینطور میگذرانی؟
ستون ششم: با بهترین افراد معاشرت کن
چارلی گفت: “در اطرافت برندگان را داشته باش؛ انسانهای موفقی که بر طبق ارزشها و مهارتهایی زندگی میکنند که تو هم میخواهی کسب کنی. افرادی که در زندگیت هستند، تاثیر شگفتانگیزی بر سرنوشتت دارند. آنها تاثیر عمیقی هم بر خودت دارند. دوستانت، همسرت، همکارانت و خانوادهات، همهی کسانی که با آنها زندگی میکنی. باید از خود بپرسیم چه اثری بر ما دارند.”
ستون هفتم: همه عمر در پی یادگیری باش
چارلی گفت: “یادگیری چند پایهی اصلی دارد که با استفاده از آنها میتوانیم زندگی خود را بهتر کنیم. اولین اصل این است که مطالعه کنیم. دومین اصل مشاهدهی افراد موفق و یادگیری از آنها است و سومین اصل تفکر دائم دربارهی تجاری خود و تشخیص کارهای درست و نادرست.” کتاب یکی از بهترین ابزارهای یادگیری در طول تاریخ بشریت بوده، هست و خواهد بود. در مورد هزینهی کتاب، آقای دیویس که مردی فوقالعاده موفق است، همیشه میگوید: مهم هزینهی خرید کتاب نیست، بلکه هزینهای است که در صورت عدم مطالعهی کتاب باید بپردازید.”
ستون هشتم: همهی زندگی فروش است
آقای دیویس میگوید که تاثیرگذاری کلید یک زندگی موفق است. هر کس میخواهد موفق شود، باید هنر و مهارت تاثیرگذاری بر دیگران را یاد بگیرد. در این صورت موفق خواهد شد. او میگوید کل زندگی فروش است و فروشندگی در اصل تاثیرگذاری است.
ستون نهم: درآمد به ندرت از رشد شخصی فراتر میرود
آقای دیویس میگوید: ” وقتی میلیونر بشوید، میتوانید همهی پولتان را ببخشید؛ چون یک میلیون دلار نیست که اهمیت دارد، بلکه شخصیتی است که در فرایند میلیونر شدن پیدا میکنید، مهم است. اگر میخواهی میلیونر بشوی، بهتر است انسان کاملتری شوی تا به جایگاه شخصی یک میلیون دلاری برسی. باید به جای پول، شخصیت جدیدت را دوست داشته باشی.”
ستون دهم: ارتباطات زمینههای مشترک تفاهم را ایجاد کنید
ستون شمارهی 10 دربارهی ارتباط است. آقای دیویس همیشه میگوید که موفقیت بر پایهی روابط انسانی است و ارتباط پایهی کار مردم با هم است. او میگوید: “ارتباط، همکاری دو یا چند نفر برای یافتن زمینههای مشترک تفاهم است و وقتی زمینهی مشترک را پیدا کنند، با هم قدرت زیادی خواهند داشت.”
ستون یازدهم: جهان همیشه میتواند رهبر بزرگ دیگری داشته باشد
به عقیدهی آقای دیویس هر کسی میتواند یک رهبر بزرگ باشد، زیرا رهبری به معنای تسلط بر هنر تاثیرگذاری است؛ مانند شباهت زندگی و فروشندگی که در ستون هشتم بیان شد. رهبری دیگران، کمک به آنها برای تغییر دادن و بهبود بخشیدن باورها و اعمالشان است. رهبران تغییر ایجاد میکنند، به عالیترین سطوح میرسند، از ثروت فراوان بهرهمند میشوند و بهترین روابط را دارند. رهبران بهترین نوع زندگی را تجربه میکنند.
ستون دوازدهم: میراثی به جا بگذار
به گفتهی چارلی، ما جریانهایی از باد هستیم که در این جهان میوزیم. روزی هستیم و دیگر روز رفتهایم. هیچ کس نمیداند چقدر زنده خواهد ماند. تو نمیتوانی طول مدت زندگیات را انتخاب کنی، اما میتوانی کیفیت زندگیت را انتخاب کنی.
طوری زندگی کن که بتوانی از جنبههای معنوی، فکری، جسمی، مالی و ارتباطی به دیگران کمک کنی. طوری زندگی کن که زندگیات استثنایی باشد




آخرین نظرات: